نظر علي الطالقاني

422

كاشف الأسرار ( فارسى )

خادم مىدهند و نود و دو مرتبه از مراتب عاليهء بهشت براى او مقرر مىسازند . 548 بدان اى عزيز كه چون در اين احاديث پيش تأمّل رود ظاهر آيد كه هر يك از اهل بهشت چگونه پادشاه با جلال و سلطان مقتدر وسيع المملكه و فرمانفرماى با عظمت خواهد بود كه پادشاهى دنيوى حضرت سليمان ( ص ) در پيش وى هيچ است . حق فرمود خود آن بزرگوار كه يك كلمهء ( لا إله الّا اللّه ) يا ( سبحان اللّه ) يا ذكر ديگر كه درست در نظرم نيست بهتر از تمام اين پادشاهى من است . و اگر سرّ پادشاهى و حقيقت سلطنت ايشان را مىخواهى اين است كه سلطنت ايشان بلا تشبيه نظير سلطنت و پادشاهى و فرمانفرمائى خدا است كه هر چه خواهند مىكنند و وجود مقصود ايشان بسته به مشيت ايشان است كه چون اراده نمايند كه بگويند بشو مىشود . پس در حق ايشان نيز به اذن اللّه صادق است يَفْعَلُ ما يَشاءُ و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ 549 به طفيل قدرتى كه خدا به ايشان داده ، چنانچه در حق خدا همين صادق است و لكن بالذات و بالحقيقة . و اين است معنى حديث قدسى ( يا بن آدم اطعنى حتّى اجعلك مثلى ) : اى پسر آدم مرا اطاعت كن تا تو را مثل خود كنم ؛ 550 چنان كه هر شىء به ارادهء من بدون آنكه بگويم بشو مىشود به ارادهء تو نيز بشود . 551 و اين مقام و پادشاهى از براى انبياء و ائمه ( ع ) در دنيا نيز بود و از براى مؤمنين در همان آخرت خواهد بود ، اگر چه در دنيا نيز بسيارى از ايشان بسا كرامتها داشتند نظير معجزات . و به جهت آنكه اين پادشاهى از براى مؤمنان در آخرت است تنها ، خداوند يكتا در آيات بسيار تخصيص داده مشيت موجدهء ايشان را به بهشت . گاهى فرمود لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ : از براى ايشان است در بهشت آنچه مشيت ايشان تعلق گيرد و بخواهند . 552 و گاهى فرمود لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها . 553 اين است كه مكرر گفته‌ايم مؤمنين در آخرت مانند انبياء و ائمّه ( ع ) در دنيايند و اين است معنى وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ : عزت مخصوص خدا و پيغمبر ( ص ) و مؤمنين است . 554 اى عزيز ، و اللّه عزت اين است كه محتاج به غير خدا نباشى و آنچه بخواهى بتوانى و وجود خواهش تو بسته به خواهش تو باشد و محتاج به اسباب و آلات و حركت دست و پا نباشد . اى عزيز بيا به خود رحم كن و از خداى خود شرم كن ، و اگر اين نيست لا اقل از براى اين پادشاهى و جلال كه شنيدى بيا دو روزهء دنيا را ترك كن ، و اگر از مباح او نمىگذرى بيا از حرام او بگذر و اين نصيحت را به گوش و دل بسپر . اللّهمّ ارزقنا و وفّقنا . دهم : بيان نوازش هميشگى و دلجوئى و التفات دائمى و اظهار رضامندى خداوند يكتا نسبت به ايشان كه اعظم نعماى الهى است .